سفر به ارمنستان
باید اعتراف کنم سرسختی و وطن پرستی ارامنه در طول تاریخ مثال زدنیست ، این ملت نخستین مردمی بودند که دین مسیحیت را برگزیدند و اشاعه دادند و هرچند که درطول تاریخ فشارهای زیادی بر آنان وارد شد اما سرسختانه مقاومت کردند (از جمله در دوره ساسانیان ، شاهان ایران همواره آنان را تحت فشار قرار میدادند که دین خود را کنار گذاشته و زرتشتی شوند اما آنها مقاومت کردند ، پس از حمله اعراب نیز با اینکه تمام کشورهایی که تحت سیطره اعراب در آمدند از جمله ایرانیان دین اسلام را پذیرفتند اما ارامنه مقاومت کردند و دین و زبان و خط ملی خود را حفظ کردند در دوره کمونیست شوروی نیز که با ملیت و دین روی خوشی نشان نمیدادند این ملت ، ملیت و دین خود را کاملا حفظ کردند )، البته حکومت این کشور کاملا سکولار است و دین در سیاست نقشی ندارد ، و مردم این کشور نیز مردمی خوشگذران هستند و سعی میکنند به سبک اروپایی زندگی کنند ، اما سرسختی خود را هنوز هم حفظ کرده اند ،کاری که کمتر ملتی از عهده آن بر می اید ، برای نمونه همین ترکهای ترکیه که بسیاری از ارامنه را در جنگ جهانی دوم قتل عام کردند و به ترک بودن و مسلمان بودن خود مینازند ، روزگاری جزو اسپارت و یونان بودند و زبانشان یونانی و دینشان مسیحیت بود و یا همسایه دیگرشان آذربایجان که بر سر منطقه قره باغ با یکدیگر درگیر هستند و خود را ترک مسلمان میدانند ، قبل از حمله سلجوقیان مانند دیگر ایرانیان به زبان پارسی سخن میگفتند و در زمان ساسانیان زرتشتی بودند و به مرور زمان دین و زبان و خط و فرهنگشان دگرگون شد و با دیدن بیگانگان خود را نیز بیگانه کردند .
دو هفته قبل به سرم زد که به یک مسافرت خارج از کشور بروم ،به علت کمبود نقدینگی تصمیم گرفتم به یک کشور همسایه بروم عاقبت کلی پس از جستجو در اینترنت از بین گزینه های مختلف ارمنستان را انتخاب کردم ، چون اولا کشور خیلی ارزانی است و هزینه های هتل و غذا یش از تهران خودمان خیلی ارزان تر است ( با داشتن دویست ، سیصد هزار تومان میتوانید چند روز به این کشور سفر کنید) وهم خیلی نزدیک است ( فاصله ایروان تا مرز نوردوز 400 کیلومتر است ) و هم اینکه تنها کشور غیر مسلمان همسایه ما است که تاریخ و نژاد و فرهنگ مشترکی با ما دارد و من از کودکی علاقه داشتم که به این کشور و کشورهای دیگری که قبلا از ایران جدا شده اند سفر کنم، راستش از کشورهای عربی که اصلا خوشم نمی اید و حتی اگر میلیاردر هم باشم حاضر نیستم ریالی از پولم را در این کشورها خرج کنم شاید علت اصلی اش همین تاریخ 1400 ساله اخیرباشد که سر آغاز دوره انحطاط ایرانیان بوده و هنوز هم ادامه دارد، هر چند که بیشتر ایرانیان از جمله فامیلهای خودم ،یک عمر پول جمع میکنند تا در پایان بازنشستگی دست عیالشان را بگیرند و ثمره 30 سال خدمتشان را در یکی از این کشورهای عربی مانند عربستان یا عراق یا سوریه به عنوان زیارت یا در دبی به عنوان تفریح به شکم اعراب بریزند، کشور ترکیه هم البته بی نصیب نیست چون در مسیر سوریه است و نیز به خاطر سواحل زیبای خود و نخواستن ویزای عبور ، هم از زوار ایرانی و هم از توریستهای ایرانی سود سرشاری میبرد ، به طوری که حجم توریست و زایر ایرانی که از مرز بازرگان خارج میشود نسبت به توریست خارجی که وارد مرز ایران میشود غیر قابل مقایسه است،
هنگامیکه از مرز نوردوز وارد خاک ارمنستان شدیم مبلغ ده دلار بابت ویزا ی 21 روزه پرداخت کرده و 5 دلار هم بابت هزینه خروج از کشور در باجه بانک ملی ایران پرداخت کردیم ،پس از پر کردن یک فرم به زبان انگلیسی و گشتن بارهایمان وارد خاک ارمنستان شدیم، آنچه که در دوسوی رودخانه ارس در مرز نوردوز باعث تعجب هر بیننده ای میشود پوشش گیاهی دو منطقه است در سوی شمالی ارس در داخل خاک ارمنستان زمین سر سبز و در طرف ایران خشک و لم یزرع ، شاید علت اصلی ان دامهای زیادی باشد که در داخل خاک ایران به چرا مشغولند ، چرا که این دامها به تدریج پوشش گیاهی منطقه را از بین میبرند ، در حالی که در داخل خاک ارمنستان هیچ دامی به چشم نمیخورد، (یادم است که در کتاب خداوند الموت نوشته بود که بیشتر مناطق ایران در زمان حسن صباح پوشیده از جنگل بود و مردم به تدریج با کندن گیاهان جهت سوخت یا مصرف دامهایشان موجب شدند پوشش گیاهی مناطق ایران کمتر و کمتر شود) ، جاده این کشور مثل جاده چالوس پر پیچ و خم و بسیار خطرناک است و در طول مسیر مناطق مسکونی کمی دیده میشود و پوشش گیاهی جنگلها اکثرا بکر و دست نخورده باقی مانده است ، این کشور با داشتن جمعیتی حدود -2/3 - ملیون تن و با داشتن اقتصادی نو پا ،کشوری ضعیف است و کوچکترین جمهوری جماهیر شوروی سابق شناخته میشود ،برای همین سعی میکند روابط خوبی با ایران و روسیه و غرب داشته باشد، مرزهای این کشور با ترکیه و آذربایجان به دلیل اختلافات ارضی و نژادی بسته است و این کشور تنها با ایران و گرجستان رابطه دارد، و از آنجا که رابطه گرجستان با روسیه تیره است ارامنه در روابط خود با این جمهوری نیز احتیاط میکنند تا روسیه را نرنجانند، در داخل اتوبوس علاوه بر خانواده های ارامنه ایرانی که گویا اکثر آنها در زمان شاه عباس از جلفا به اصفهان جهت استفاده از فن صنعتگری انها کوچانیده شده بودند ، تعدادی جوان مجرد هم دیده میشدند ، که وقتی سر صحبت را با آنها باز کردم ضمن صحبتهایشان فهمیدم که هدف اصلی سفرشان به این کشور سکس است ، این را در مسافرت سال قبل به ترکیه هم دیده بودم حتی در آنجا رئیس تور وقتی از من پرسید چرا به ترکیه امدی گفتم برای دیدن طبیعت و آشنایی با فرهنگ و مردمش و دیدن مزه هایش ، پوزخندی زد و گفت مگر تو ایران طبیعت و فرهنگ و موزه وجود ندارد که بیایی اینجا ببینی، حتما به خاطر خانومهاش اومدی ؟ تو اتوبوس چند تا جوون تهرانی بودند که راه به راه به همدیگر فحش .... میدادند و حتی تو ایروان با کارمندای هتل که چند خانم جوان بودند از این جور فحشها میدادند فقط از شانسمان آنها فارسی بلد نبودند ، اینها هم به هر کسی میرسیدند ، از متصدی تورشان ( البته من بدون تور آمدم) که یک دختر جوان بود تا تحویل دار هتل سراغ مادام را میگرفتند و گویا از انجا که جوینده یابنده است چند تا مادام توی دیسکو و سونای مشترک پیدا کردند و آوردند توی هتل، الغرض این قضیه سکس شده همه چیز ایرانیان، با اینکه سکس در رده بندی نیازهای روانی انسان جزو نیازهای رده دوم تا سوم حساب میشود ولی در رده بندی نیازهای ایرانیان اولویت اول است ، برای نمونه مردم ما در سال -1357 -به خاطر حجاب خانمها و در حقیقت مبارزه با سکس انقلاب کردند ، و در این -30 - سال هم اولویت اصلی دولت و ملت مبارزه با سکس بانوان و حفظ حجاب اسلامی است ، رسایل حجج اسلام تا رادیو و تلویزیون اسلامی و کتب و روزنامه ها هم تا دلتان بخواهد در باب سکس داد سخن داده اند و میدهند و از ذکر ریزترین مطالب در این زمینه چشم پوشی نمی کنند ، قضیه قبل از انقلاب هم مشخص است ، آنجا هم اولویت اصلی دولت و ملت همین سکس بود اما جوری دیگر ، میتوانید آن را با نگاهی به فیلمهای عشقی زمان شاه که محور همه آنها دعوا بر سر تنبان زلیخا بود راحت در یابید ،حفظ این سکس از کسب دانش و اقتصاد و رفاه اجتمایی و سفر به کره ماه هم برای دولت و ملت مهم تر است ، و حتما باید در سیاست ما هم دخیل باشد سیاست سکسی ، چرا که سکس مااز سیاست ما جدا نیست ، این در حالی است که اکثر ملل جهان سکس را به عنوان یک امر شخصی و مربوط به رختخواب خود میدانند ، و داراییهای های کشورشان را در جهت حفظ یا مبارزه با آن هدر نمیدهند و هدفهای متعالی تری را پیش رو قرار میدهند ، اما ما هنوز در بند ریشیم( داستانی از مثنوی مولانا که می گوید:عابدی همواره در بند ریش خود بودو از معبود خویشتن غافل تا اینکه شبی در خواب میبیند که فرشته ای او را ندا میدهد : که ای عابد تو ما را رها کرده ایی و به ریش خود چسبیده ای ، عابد سراسیمه از خواب برخواست و با عصبانیت شروع به کندن ریشهای خود کرد ، دوباره ندا آمد که ای عابد تو هنوز هم در بند ریش خودی و نه در بند ما) ، سفر دو روزه من در ایروان با دیدن چند کلیسا و چند معبد باستانی به زودی به پایان رسید، انچه که در کلیساهای این شهر جالب بود ، این بود که همه کشیشان در کلیسا کار میکردند و با پرورش زنبور عسل و یا پرورش انگور سیاه که با ان شراب درست میکردند بخشی از هزینه کلیسا را تامین میکردند ،( این میتواند سرمشق اخوندهای ما باشد که با پول مردم زندگی می کنند و نه تنها کار نمیکنند و از سربازی هم معاف هستند بلکه با روضه خوانی های خود عده زیادی از مردم را هم از کار کردن می اندازند) ، معابد این شهر نیز بیشتر معابد میترایی است که همان ایین مهر پرستیست که اریاییهای باستان از جمله ایرانیان به ان باور داشتند و بسیاری از رسوم ان مانند ناقوس و غسل تعمید و پدر مقدس ، شام آخر و معراج....به ایین مسیحیت وارد شده است، در درب ورودی این معابد و کلیسها اکثرا زنان و دخترانی دیده میشوند که محصولات محلی را میفروشند ، محصولاتی نظیر شراب توت، شراب برنج، مربای هندوانه ، مربای گردو ، نان ارمنی و...... که قیمت نسبتا پایینی دارند ،البته من چیزی نخریدم و سعی داشتم خودم را هر چه زودتر به هتل برسانم و به ایران برگردم ، متاسفانه در مسیر برگشت راه هتل را گم کردم و چون زبان و خط ارمنی هم بلد نبودم نمیتوانستم از تابلوهای راهنمایی استفاده کنم عاقبت از یک زن میانسال دوره گرد مسیر هتل را پرسیدم ایشان یک دختر رهگذر جوان را صدا زدند و این دختر حدود نیم ساعت صبر کرد تا یک اتوبوس که مسیرش به طرف هتل من بود بیاید و پس از سوار شدن من از راننده خواست که مرا در نزدیک هتل پیاده کنند ، البته بیشتر ارامنه خونگرم هستند و رفتار خوبی با مسافران دارند برخی از انها هم انگلیسی بلد هستند و میتوان با انها انگلیسی حرف زد از جمله کارکنان هتلها همه انگلیسی واردند، بعضی جاها اگر ارامنه ایرانی به تورتان بخورد میتوانید با انها فارسی صحبت کنید، از جمله توی ترمینال ، همین که از اتوبوس پیاده میشوید چندین ارمنی فارسی زبان جلویتان را میگیرند تا برایتان خانه یا هتل تهیه کنند.











